(◕‿◕✿)دختری با حرفهای قشنگ(✿◠‿◠)

(◕‿◕✿)دختری با حرفهای قشنگ(✿◠‿◠)

◊ بـِسْمِ اللهِ الرَحْمـטּ الرَحـِیمـْ ◊

وَإِن یَڪَادُ الَّذِینَ ڪَفَرُوا لَیُزْلِقُونَڪَ

بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّڪْر

وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا

هُوَ إِلَّا ذِڪْرٌ لِّلْعَالَمِین

____●
______●___________████____████
_______●_________██████_██████
________●________█████████████
__________●_______███████████
_████____████____████████
██████_██████_____█████
█████████████_______██
_███████████_________█
___████████__●_______●
______█████____●______●
________██_______●_____●
__________█________●____●
دخترانی را می شناسم که توی خانه
صورتی می پوشند
لاک قرمز می زنند
ناز می کنند
عروسک دارند
لوس می شوند گــآهی
و لبخنـــد می زنند

اینهایی که می شناسم هم دخترند
ولی
به دخترانه هایشان چوب حراج نزدند

یاد گرفته اند “همه” لایق دخترانه ها نیستند
اینهــا هم دختـرند
ولی درجامعه
جلوی چشم نامحرمان
چــادر می پوشند
و نمک حیــا دارند
هنوز هم “بانمـک ها” پرطرفــــــــــدارترند
(:
____●
______●___________████____████
_______●_________██████_██████
________●________█████████████
__________●_______███████████
_████____████____████████
██████_██████_____█████
█████████████_______██
_███████████_________█
___████████__●_______●
______█████____●______●
________██_______●_____●
__________█________●____●

نویسندگان
پیوندهای روزانه
۳۰
آبان ۹۷

ترب می خواهی
تعداد مجروحین بالا رفته بود.فرمانده از میان گرد و غبار انفجار ها دوید طرفم و گفت : " سریع بی سیم بزن عقب . بگو یک آمبولانس بفرستند مجروحین را ببرد! " شستی گوشی رابی سیم را فشار دادم. به خاطر اینکه پیام لو نرود و عراقیها از خواسته مان سر در نیاورندپشت بی سیم باید با کد حرف می زدیم. گفتم :" حیدر حیدر رشید " چند لحظه صدای فش فش به گوشم رسید . بعد صدای کسی آمد
-
- رشید بگوشم
-
- رشید جان حاجی گفت یک دلبر قرمز بفرستید!
-
-هه هه دلبر قرمز دیگه چیه ؟
-شما کی هستی ؟ پس رشید کجاست ؟
- رشید چهار چرخش رفته هوا . من در خدمتم.
-
-اخوی مگه برگه کد نداری؟
- برگه کد دیگه چیه؟ بگو ببینم چی می خوای؟
دبدم عجب گرفتاری شده ام. از یک طرف باید با رمز حرف می زدم از طرف دیگر با یک آدم شوت طرف شده بودم .
-
- رشید جان از همانها که چرخ دارند!
-
- چه می گویی ؟ درست حرف بزن ببینم چه می خواهی ؟
- بابا از همانها که سفیده.
-
- هه هه نکنه ترب می خوای
-
- بی مزه! بابا از همانها که رو سقفش یک چراغ قرمز داره.
-
- د ِ لا مصب زودتر بگو که آمبولانس می خوای!
کارد می زدند خونم در نمی آمد. هر چه بد و بیراه بود به آدم پشت بی سیم گفتم

پی نوشت:به نقل از کتاب رفاقت به سبک تانک نوشته داوود امیریان
 

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۳۰
yasbanoo farmand

نظرات  (۴)

۳۰ آبان ۹۷ ، ۱۲:۰۶ مهدی قاسمی
خخخخ
^_^
پاسخ:
:))
عالی بود
لطفا از سایت ما هم دیدن نمایید. شیک بار
۳۰ آبان ۹۷ ، ۱۵:۰۶ آ میـMiRـزا
جالب بود
وقتی این خاطره رو خوندم نکته ای به ذهنم رسید!
شما از دفاع مقدس گفتین و جنگ سخت، من ذهنم رفت به صحبت‌های استاد عالی در محضر رهبر انقلاب که رزمندگان جنگ اقتصادی چیکار میکنن؟
اونها برای میهن و ناموس و عقیده، روی مین میرفتن، اینها چه میکنن؟
بماند که خیلی از این رزمندگان اقتصادی مثل همین رشید قصه ما شوت تشریف دارن! خیلی شووووت.
... و سخت است با اینچنین سربازنما هایی جنگیدن.
پاسخ:
متاسفانه توی این دوره همینطور شده دیگه :( 
هستن خیلی کسایی که به ظاهر از دین و کشور حمایت میکنن ولی درواقع چیز دیگه ای هست :(

ممنون از نظرتون 
خخخخخخخخخخخ خیلی باحال بود :)
پاسخ:
متشکرم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی