سلام

امروز بیست و ششمین روز پاییز بود و روز تولد من و همچنین متاسفانه سالگرد فوت بابا محمدم 

بدی قسمت این بود که عشقم پیشم نبود و خوبیش این ک یه تولد متفاوت داشتم...

شاید تمام این تغییرات با ورود سپیده زن داداشم به خونودامون ایجاد شده 

ولی خب مهم حال خوبمه که بخاطر عزیزترینمه بخاطر وجودش توی زندگیم 

هرچی که بود امروز هم گذشت و من یه سال بزرگتر شدم 

نمیدونم وارد عرصه ی جوونی شدن چه جوری خواهد بود ولی امیدوارم که خوب باشه برام 

راستی یادم رفت 

خدا هم کادو م رو بهم داد 

ازش خواسته بودم بعد از دو سال خشکسالی روز تولدم بهم بارون هدیه بده...

بارون قشنگی بود...خدایا شکرت...ممنونتم 

راستش یکم حال جسمیم خوب نیست ترجیح میدم بیشتر ننویسم 

این حس و حال های خوب رو واسه همتون ارزومندم 

امیدوارم سال اینده تولدم...............باشه حالا 


شب خوش